رمان بینوایان

۳۰ مهر ۱۳۹۷ 21 بازدید بدون دیدگاه

رمان بینوایان

نویسنده : ویکتور هوگو

داستان کتاب :

ژان والژان مرد فقیری است که از سر گرسنگی قرصی نان میدزدد و به 5 سال حبس با اعمال شاقه محکوم میشود که به دلیل فرارهای پی در پی او این 5 سال به 19 سال افزایش میبابد.

پس از 19 سال ژان والژان از زندان آزاد شده و در خیابان سرگردان است که به اسقف مایرل برمیخورد.

مایرل ژان والژان را به منزلش برده و به او غذا و جای خواب میدهد، نیمه های شب ژان ظروف نقره اسقف مایرل را دزدیده و فرار میکند.

در راه توسط پلیس دستگیر میشود و برای روشن شدن قضیه ظروف نقره نزد اسقف آورده میشود، ولی اسقف میگوید…

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
موجود است، هم‌اکنون میتوانید سفارش دهید!
ناموجود!